شاید از سالیان قبل عاشقت بودم
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/31 | ساعت: 6:36
شاید از سالیان قبل عاشقت بودم... شاید از سالیان قبل عاشق بودم،از روزگاری که هنوز نمیدانستم عشق چیست،اما ناخودآگاه نام تو را در حاشیهی دفترهایم مینوشتم.کتاب چند پله بالاتر از عشق را که مینوشتم،تو بیآنکه بدانی، لابهلای واژههایم میدرخشیدی.بیخود نبود که تمام شعرهایمعطر سبز چشمانت را داشت،بیخود ن...
اما عزیز من
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/31 | ساعت: 6:36
اما عزیز من.. اما عزیز من...اگر روزی از من بپرسند چرا قلم در دست گرفتی،خواهم گفت برای آنکه اغواگرترین نگاه جهان را بنویسم؛نگاهی که با یک پلک زدن، جهانم را دگرگون کرد وبا یک لبخند، تمام مرزهای صبر و شکیباییام را شکست.این کتاب، شرحیست از تسلیم شدنم در برابر جادوی تو،جادویی که نه عقل تاب مقاومتش دارد...
یک نفر
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/31 | ساعت: 6:36
یک نفر..... «یک نفر را با تمام نابلدیهایم دوست میدارم؛با تمام خامیها و بیتجربگیهایم در مسیر عشق.او را دوست میدارم بیآنکه دانای رموز دلدادگی باشم،بیآنکه شیوههای گفتن و نوشتن را بهدرستی بدانم.تمام داشتهام قلبی است ساده،که هر بار به یاد او میتپد و هر دم نام او را نجوا میکند.او را دوس...
❤️
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/31 | ساعت: 6:36
❤️ دخترهای دوستداشتنیِ من ستایش، آرمینا، آدرینا، ماندانا، مهزاد، مهیا، اسرا، الینا، روشنـا، ساتین، تیارا، آیه، روشنک، ایلما، پارمین، آوین، ریانا، دیانا، ویانا، آیناز، پارمیس، زهرا، ریحانه و ساحل عزیزم… هرکدوم از شما برای من مثل یک فصل رنگی از خاطرات زیبا بودید؛ کلاسِ پارسال با خندهها، سوالها، شیط...
همیشه خوشبحال تو
◷
تاریخ انتشار: 1402/12/3 | ساعت: 16:46
دوستت دارم هایم را در جیب چپ چهارخانه ی آبی ات بگذار میخواهم تنها مرز بین ما همین جغرافیای چهارخانه ی پیراهنت باشد..من بند بند وجودم کهکشان سبز چشمان توست ای سراسر وجودت وطن من روزت مبارک
یازده
◷
تاریخ انتشار: 1402/8/13 | ساعت: 14:24
دوست شاعری داشتم که همیشه میگفت ۱۱ نماد دو عاشق است که بهم رسیده اند از آن پس عدد یازده برایم مقدس شد از ساعت ۱۱ شروع میکردم به دوستت دارم گفتن در گوشش تا به ساعت صفر برسم و بگویم آهای فلانی یادت نره دوستت دارمهمیشه ۱۱ مقدس ترین عدد بود واسم و همیشه توی این ساعت حضورت رو از اعماق وجودم حس میکردم...ر...
◷
تاریخ انتشار: 1402/6/5 | ساعت: 12:58
ولی به گمانم تمام عاشقانه های دنیا را پابلو نرودا در چند جمله خلاصه می کند ..مثل من با همان رمز بادکنک و بادبادک و قلب بنفش معروفلو میرود باز هم عاشقانه های کش رفته ام برای تو تا بدانی..(از میان تمام چیزهایی که دیده ام ،تنها تویی که می خواهم به دیدنش ادامه دهم)
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/25 | ساعت: 14:57
ولی به گمانم تمام عاشقانه های دنیا را پابلو نرودا در چند جمله خلاصه می کند ..مثل من با همان رمز بادکنک و بادبادک و قلب بنفش معروفلو میرود باز هم عاشقانه های کش رفته ام برای تو تا بدانی..(از میان تمام چیزهایی که دیده ام ،تنها تویی که می خواهم به دیدنش ادامه دهم)
دچار
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/25 | ساعت: 14:57
پرسید تو کی عاشقم شدی؟چشمانم همه چیز را لو داد پرسید کی گفتم شب تولدم در کافه با شاخه گل رز آبی و ترکیب جین آبی اصلا اومده بود ی تا دنیای بنفش منو آبی کنی بقول نزار قربانی " تولد من تویی و پیش از توبه یاد نمیآورم که وجود داشتهام
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/20 | ساعت: 12:23
ولی به گمانم تمام عاشقانه های دنیا را پابلو نرودا در چند جمله خلاصه می کند ..مثل من با همان رمز بادکنک و بادبادک و قلب بنفش معروفلو میرود باز هم عاشقانه های کش رفته ام برای تو تا بدانی..(از میان تمام چیزهایی که دیده ام ،تنها تویی که می خواهم به دیدنش ادامه دهم)
من اما چوبی
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/14 | ساعت: 12:20
همیشه از آخرین آغوش میترسیدم از آخرین بوسه از آخرین دیدار تصورم از رفتن آدم ها همون چمدون چرمی قدیمی توی فیلم ها بود و یه کوپه و یه ریل قطار و سوت و سوت و سوت و آدمی که تو دور ترین نقطه دیگه هرچی براش دست تکون بدی هرچی واسش بال بال بزنی پشت سرش رو نمیبنه من تصورم از رفتن این بود یه مدت آدما از باهم ...
جهان با من قهر است
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/14 | ساعت: 12:20
تا به حال آرزوهایت مرده اند؟از درون متلاشی شده ای؟بعد ببینی تسکین نداری جز صدایش ،حرف هایش.......اصلا مگر صدایت نمی زدم درمان دردهایم؟بزرگترین درد قلبم شده ای قرار بود کنارت خوش باشم خوش باشیم چه شد که دل کندی و دلم را در گورستان دلت چال کردی اینجا نوشته ام تا بخوانی بداخلاق جانم دلتنگم دلتنگ تو کاش...
من برگشتم بلاگفا
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/7 | ساعت: 12:13
سلام به همگی امیدارم حال دلتون خوب باشهسال نو پیشاپیش مبارکچقدر دلتنگ اینجام و دلتنگ دوستام وقتی میام بلاگفا به تنها کسی که فکر میکنم مریم شیرین ناز هرجا هستی خوب باشی عزیز دل همیشه بیادتم سال نو مبارک پیشاپیش خوش قلب منکامنت ها بسته است مثل همیشه شاد باشیدمریمی ♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسف...
دلتنگي
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/7 | ساعت: 12:13
گاهی روزمرگی ها باعث میشد کلمات توی ذهنم رژه بره اما دیگه شوق و ذوقی به نوشتن نداشتم این مدت هر وقت به بامداد و سوشیانت سر میزدم لوازم تحریر و خودکارهای زیبایی می خریدم با این توجیه که من یک نویسنده ام و باید همیشه قلم و خودکار داشته باشم..آنقدر رفتم و رفتم که تمام قفسه های خانه پر شد از قلم و خودکا...
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/8 | ساعت: 16:00
بهش میگم کنارتم امازدن قلبم رو احساس نمیکنمآرومم سلول به سلول، ذره به ذرهانگار وسط بهار زل زده باشم به آینه و آفتاب سمت راست بدنم رو بوسیده باشه،نسیم بهاری از روی شکوفههای سیب خودش رو رسونده باشه به موهای من و آروممبهش میگم یه حسی، انگار هشتاد و چهارسالمه نوهی بزرگم اومده خونهامو از دلدادگیش حرف میز...
با تو بودن
◷
تاریخ انتشار: 1399/1/17 | ساعت: 1:56
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه امبا تو بودن ز همه دست کشیدن دارد. #کپی پیست عاشقانه
بقچه ی مهربانی
◷
تاریخ انتشار: 1399/1/17 | ساعت: 1:56
هر جای جهان جغرافیای زیستنم باشد چینی دلم که بند بخورد بازهم دلم هوای این حوالی را می کند..کوچه به کوچه از خودم دور گشته ام ..می خندم..گریه می کنم فرقی نکرده ام.هنوز هم پشت پنجره تمام بودن خویش را جا
جایی در انتهای شهر
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/3 | ساعت: 20:21
زیر همان درخت بیدمجنون لیلاوار عاشقش شدم درست همان جای همیشگی همان جایی که شهر زیر پاهایم تمام میشد درست در انتهای جاده پایان شهر پایین تر از دانشگاه همان جا بود که خیره خیره برایش مردم و پایش به رویا
مرسی مهربونم
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/3 | ساعت: 20:21
مریم شیرین ناز عزیزم ممنون که تولدمو تبریک گفتی مهربونمخوشبحالم که دارمت
شاید
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/3 | ساعت: 20:21
بگذار از من فقط یک اسم بماندبه روی سنگ قبرمبرای پنج شنبه هاشاید روزی برای صدا کردنمبیایدخاطرات را پرپر کند..مریم