آرام قدم بزن
آرام قدم بزن حوالی واقعیت هایی که..... زنده بگور میکنند تماااااااااام رفتنت را مریم باغ شیرین
عاشقم باش لطفا
خواسته ای دارم این خواسته چیز زیادی نیستحتم دارم مرا پس میزنی اینبار هم قطعا گوش کن حرف های ناگفته ام را حرف هایی از جنس عاشقم باش لطفا.. پی نوشت:امروز خیلی اتفاقی توی وسایلم دفتر شعر دوران اول راهنماییمو پیدا کردم وقنی
بی خوابی
بی خوابی امان مرا بریده است منتظر سوالت هستمپس بپرس.....بپرس بیداری؟؟؟؟؟؟؟؟ آری بیدار مانده ام تا در جواب تماااااااااام چراااااااااااااا هایت بگوییم چون دوستت دارم.. این شعر درسن14سالگی سرودم 8سال گذشته
لاله جان تولدت مبارک روحت شاد
لاله یادم نرفته امروز بیست وسه ساله میشوی چندشاخه گل رز و مریم خریده ام و مانتوی مشکی ام را پوشیده ام کتاب مدیریت تطبیقیرا درون کیفم گذاشته ام بعد از امتحان میام سر خاکت دوست خوبم نیستی جات خالیه لاله جانم خواهری تولدت تسلیت رفتنت برای ما سخت بووووووود اما امیدوارم برای تو شیرین باشد دوست جون جونیت ...
شیداییییییییییییییی برای الهه
تمام این لحظات را به خواب هم نمیدیدم...این لحظه هایی که دستم را درون دو دستت میگیری و سرم را به سینه ات میچسبانی و واژه واژه ی حرف هایت تمامسلول های بدنم را منقلب میکند..این روزها وشب هایی که هستی خوشبختی حوالیم عجیب پرسه میزند..دستانت را به من بده راه عجیب دور است دستانت را به من بده که مقصدمان ایس...
خدایا مرسی واسه این همه اتفاق خوب
سلام خوشبختی خوش اومدی..خوشحالم آدرسمون رو پیدا کردی..خدایا مرسی واسه این فرشته ی پاک لیانا کوچولوووو..مرسی واسه خنده های جاوید واسه کرشمه های الهه..خدایا عاشقتم واسه این حس وحال خوب واسه اونیکه نبض قلبشو باقدم های من کوک میکنه و زیر لفظی هزار تا بوس میده..خدایا فکرشم نمیکردم اینجا این نقطه ی دنیا ر...
سقوط آزاد
ای کاش می دانستم ته پرواز در آسمان چشمانت سقوط ازاد است.. مریم باغ شیرین
شانه های خیال
سرم را روی شانه های خیالت گذاشته ام.. چه تکیه گاه محکمی است حتی خیال شانه هاااااااااااااایت..
عاشقی که.،
کنار دست نوشته هایش می نشینم و بوی پاییز رابا تمام وجود حس میکنم او عاشقی است که یخ کرده در پیچ و تاب یلدای هر سالش پی نوشت:خیلی دنیای من قشنگ میشه اگه تو همون آدم سابق بشی با کوله باری از تجربه
من اعتراف میکنم
اامروز و فردایی که نیستی موهایم،چشمانم،دستانم و تمام من دچار توهمی عمیق شده اندکه حتی تا سلولهای بدنم رسوخ کرده.......دربودنت بامن چه کردی که نبودنت تمام مرا متلاشی کرد؟؟؟؟؟؟؟؟سنگ صبورم این روزها وشب هایی که نیستی تمام دردها روی سینه ام سنگینی میکند..دلم برای خنده هایت تنگ شده این روزها عجیب حال دلم
جایی برای تو نیست
دیگر با حرکات دستانتروی سر نسیم گیسوان مرا نوازش نکن که خیالی باطل است این پانتومیم سرطان تمام مرا از من گرفت ....... خاطره ی گیسوانم را به من پس بده که دیگر زیر سایه بان مژگانم جایی برای تو نیست ... مریم باغ شیرین متولد 74/9/5 لیسانس مدیریت دولتی _ لیسانس حسابداری مترجم زبان پی نوشت : شاید فردای
دوستانه
سلام بر دوستان عزیزم وبلاگم هک شده بود خوشبختانه صفحه رو تونستم پس بگیرم واسه همین ادرس وب نمیذاشتم واستون سپاس و درود بر همه ی عزیزانم ...من سرطان ندارم فقط شعر بود که نوشتم همین
برای او مینویسم
کنار شبهای یلدا وارت نشسته ای و دلت به شب هایی که خاطره شد خوش است کمی دلت را زیر و رو کن می دانم روهایت رنگ غم گرفته اند.. مریم
پیام تبریک
مهتاب جان خواهر کوچولوم عزیززززززززززززززم موفقیتت را در کنکور سراسری تبریک میگم سربلندم کردی خانم دکتر آینده..اوج آرزوهای ما درخشیدن تو بودبه امید آینده ای روشن تبرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک عزیز دلم..دومین نخبه خانواده